مهندسی شهرسازی
مهندسی شهرسازی ارشد مهندسی شهرسازی بازار کار شهرسازی 
طراحی سایت حرفه ای

عناصر و کیفیت های منظر یک فضای شهری

http://urbanism.blogsky.com/

فضای شهری پدیده ای است که خود را به صورت عینیت ای قابل ادراک، به استفاده کنندگان اش می نمایاند. اطلاعات ارسالی از فضای شهری فقط اطلاعات کالبدی و بصری نیستند، بلکه اطلاعاتی هستند که توسط کلیه حواس ادراک می گردند.

لذا منظر یک فضای شهری، کلیه اطلاعات موجود از فضا است که توسط حواس قابل دریافت بوده و در فرآیند ادراک پردازش می گردد. اطلاعاتی از فرم، عملکرد و معنای فضا. از این رو شاخص های یک منظر در سطوحی متعدد" از سطحی تا بنیادی خود را مطرح می کنند و تمامی آن ها منشأ احساس هایی هستند که در فرد ایجاد می گردد.

بر این اساس در مطالعه و ارزیابی یک فضای شهری می بایستی به موارد ذیل در نحوه ادراک فضا توجه نمود:

-آنچه به استفاده کنندگان مربوط می شود مانند: آلودگی ادراک، ظرفیت ادراک آنان.

-محیط موجود یا شرایطی که در آن ادراک انجام می پذیرد(شرایط ادراک)، شرایط ادراک در واقع همان شرایط فضایی می باشد که استفاده کنندگان در آن قرار دارند.

-منظر به عنوان فرستنده، اطلاعات متفاوتی را به انسان مخابره می کند که می توان به دو دسته عناصر فیزیکی/کالبدی و انسانی تقسیم نمود.

چگونگی عناصر و چگونگی رابطه بین آن ها( سازمان فضایی) دارای کیفیت هایی است که می توان به طور خلاصه در گروه های ذیل دسته بندی شان نمود:

الف)کیفیت های فضایی: کیفیت هایی که یک فضا به عنوان یک سیستم اراده می دهد.

ب)کیفیت های ناشی از میزان سازگاری میان مؤلفه ها: نسبتی که بین روابط ادراکی و روابط عملکردی وجود دارد.

جـ)کیفیت سکانس ها: کیفیت های موجود در هر سکانس که باعث تفکیک و ارتباط آن سکانس با بقیه سکانس ها می شود و نحوه ارتباط بین سکانس های همجوار.

عناصر تشکیل دهنده منظر فضای شهری عبارتند از:

 

کیفیت های فضایی

کیفیت عنصر

کیفیت های بین عناصر(در سازمان فضایی)

کیفیت رابطه عناصر خاص با یکدیگر

 

شدت

تعادل

تجانس

 

تنش

تقارن

تضاد

 

نقش انگیزی

تناسب

تقابل

 

 

تفوق

مزیت

 

 

وضوح

انسداد

 

 

تراکم

تاکید

 

 

 

محصوریت

 

 

 

تنگی

 

 

 

گشادگی

 

 

 

توالی

 

 

 

تمرکز

 

1-کیفیت های فضایی

چگونگی عناصر و روابط موجود میان عناصر ادراک شده فضا، کیفیت هایی را ساطع می کنند که به تنهایی و یا با یکدیگر باعث احساس هایی در فرد می گردند، مانند: هویت ، خوانایی و غیره

کیفیت های فضایی، کیفیت های توپولوژیک می باشد. به این معنا که کیفیت های فضایی وابسته به هندسه فضا نبوده، بلکه وابسته به مناسباتی است که از آن روابط هندسی ناشی می گردند، مانند نحوه مجاورت عناصر، ترتیب آن ها، جدایی، محاط شدکی و پیوستگی آن ها.

کیفیت های فضایی را می توان نسبت به منشأ وجودی آن ها به سه گروه تقسیم کرد

  

 http://urbanism.blogsky.com/

1.1.کیفیت عناصر

شدت

میزان قدرت موجود در اطلاعات ظاهری، عملکردی و معنایی یک عنصر فضایی، را شدت می نامند

تنش

کیفیتی است که بر اثر انحراف معیار رخ می نماید. تنش یعنی نوع اجزا به نحوی تفاوت داشته باشد که میان آنان نیرویی بالقوه وجود آید. ارتباط متقابلی که هر لحظه احساس گشته ئ ناظر میل به وجود آمدن تعادل داشته باشد. به عبارتی عنصر یا عناصری از ساختار اصلی متفاوت گردند.

نقش انگیزی

خاصیت یک پدیده برای ایجاد تصویری به یاد ماندنی از خود و مناسبات بین اجزا آن در ذهن بیننده می باشد. این خاصیت، سهولت در بازشناسی عناصر تصویر ذهنی بوده و شرطی اساسی برای یادآوری و تجدید خاطره از یک فضا است. در مواردی کلیت فضا دارای کیفیت نقش انگیزی است زیرا مناسبات حاکم بر اجزای آن این خاصیت را القا می کند و گاهی اجزا یا عناصری خاص در فضا به علل سه گانه فرم، عملکرد و یا معنا این کیفیت را القا می کند.

1.2. کیفیت های بین عناصر(در سازمان فضایی)

تعادل

تعادل یکی از نیازهای بشری است. نه تنها تعادل فیزیکی بلکه تعادل روانی، فیزیولوژیکی و بصری نیز از اهمیت خاصی برخوردارند. در یک فضا زمانی تعادل احساس می شود که کنش و واکنش تمام نیروها منجر به یک موازنه شود، به طوری که نتوان هیچ گونه تغییری در ترکیب آن ها وجود آورد. به عبارت دیگر تضاد نیروها باعث ایجاد تعادل می گردد. انسان برای حفظ تعادل، هنگام ادراک عناصر به محورهای عمودی و افقی توجه دارد. به این معنی که چشم به منظور یافتن تعادل ابتدا برای آن ها یک محور عمودی که بر یک پایه افقی قرار دارد در نظر می گیرد و بدین وسیله تعادل عنصر را می سنجد و اندازه گیری می کند.

تعادل می تواند غیرفعال و فعال باشد:

1-تعادل قرینه یا غیر فعال: به تقسیم بندی برابر و مساوی اشیا و فضاهای گوناگون گفته می شود. ار نظر حسی تعادل قرینه بیان کننده وقار و سنگینی، ایستا و خالی از هیجان است.

2-تعادل غیر قرینه یا تعادل فعال: تقسیم بندی غیر مساوی اشکال اشیا و فضاهای گوناگون که گر چه به دو بخش تقسیم شده اند، از لحاظ وزن و سنگینی بصری با هم برابرند.

تقارن:

تقارن، ترتیب متعادل دو یا چند عنصر حول یک خط به عنوان محور و یا یک نقطه به عنوان مرکز است. وضعیت تقارن نمی تواند بدون وجود محور یا مرکز شکل بگیرد. دو نوع تقارن را می توان نام برد:

-تقارن دو جانبه که عناصر مشابه حول یک محور مشترک قرار گرفته باشند.

-تقارن شعاعی که عناصر مشابه حول دو یا چند محور متقاطع در یک نقطه مرکزی به حالت تعادل قرار گرفته باشند.

تناسب:

رابطه نسبی و قیاسی بین ابعاد مختلف یک عنصر را تناسب گویند. مفهوم نسبت و تناسب در ارتباط میان ابعاد یک ترکیب نهفته است. در تناسب، ارتباط اندازه اجزا نسبت به یکدیگر از سویی و نسبت به کل از سوی دیگر مورد نظر است. در واقع سیستم و سلسله ای از نسبت ها که در ارتباط با هم تأثیر می گذارند.

تفوق

تسلط عنصری از فضا بر سایر عناصر، توسط موقعیت، ابعاد، شدت، فرم و رنگ تفوق بصری آن عنصر گویند. منحصر به فرد بودن یک عنصر یا تضاد آن با زمینه می تواند چنین خاصیتی را وجود آورد.

وضوح

قابلیت پیش بینی نوعی نظم در فضا که به آسانی قابل فهم باشد موجب وضوح می گردد. چیزی که پیش بینی شدنی است و در محل مورد انتظار قرار گرفته، دارای جاذبه ای خاص است و این جاذبه در مقابل پدیده ای نامنتظره رنگی می بازد.

تراکم

هر فرم ممکن است از واحدهای معینی تشکیل شده باشد که به طریق و تعداد مختلف با هم ترکیب می شوند و ساختار واحدی را ارائه می دهند. چگونگی دوری و نزدیکی این واحدها را تراکم فضا می نامیم. عناصر هر فضا ممکن است ترکیب منسجم و یا فشرده و گسترده را القا کنند. با کم و زیاد کردن تراکم یک فرم می توان وزن و انرژی فرم را به دلخواه تغییر داد، حتی می توان ارزش رنگی در سایه روشن فرم ها را دگرگون کرد. لازم به ذکر است که علاوه بر تراکم صوری، تراکم عملکردی و معنایی نیز قابل شناسایی و ارزیابی است.

3.1.کیفیتهای رابطه عنصر خاص با دیگر عناصر(نقش و زمینه)

تجانس

به معنای هم جنس بودن و زمینه می باشد. تجانس می تواند باعث نظم فضا گردد، ولی تجانس بیش از اندازه خطر یکنواختی را به همراه دارد.

تضاد

به این معنی که آنچه ساخته می شود به عمده خود را از محیط جدا کرده و به عنوان چیز دیگری خود را نشان می دهد.

تقابل

این نوع رابطه را می توان نوع خاصی از تضاد دانست ولی بایستی به یک تفاوت اساسی بین آن ها نیز توجه داشت:

در تضاد بین نقش و زمینه نوعی تفاوت وجود دارد. حال آنکه در تقابل نه فقط تفاوت وجود دارد، بلکه نقش به مقابله با زمینه نیز می پردازد. در اینجا نقش به عمد در مقابله با زمینه قرار می گیرد و می توان گفت علیرغم ارتباط موجود، هر کدام ار آن ها زبانی برای خود دارند.

در هر سه گونه رابطه (تجانس، تضاد، تقابل) نقش و زمینه بر یکدیگر تأثیر می گذارند. هر چه نقش خودش را بیشتر از زمینه جدا کند، این اثر افزون تر است. در تجانس زمینه نقش اصلی را دارد و نقش است که از زمینه تبعیت می کند.

در حالت تضاد زمینه و نقش با یکدیگر اختلاف دارند ولی هر دو کنار هم قرار دارند بی آنکه یکی تابع دیگری باشد. در حالت سوم(تقابل) نقش در مقابل زمینه ایستاده است و تسلط خود را بر زمینه اعمال می کند.

مزیت

منظور از مزیت یک موقعیت، کیفیت نقاطی در فضای شهری است که دارای عملکرد، ظاهر با معنی خاص بوده باعث تغییر رفتار یا بروز رفتارهای خاصی از طرف شهروندان می گردد. حفظ و بهسازی این نقاط می تواند به هویت و تعلق خاطر شهروند کمک شایانی نماید.

انسداد

برخی عناصر با حضور خود در کف یا بدنه فضا حرکت با دید را تحت تأثیر قرار داده، باعث اخلال در ادراک کلیت فضا شده و یا آن را به جزء فضاهایی تقسیم می کنند. بطور مثال: جایی که محدودیت دید وجود دارد فرد در اثر احساس نا امنی ممکن است از رفتن به آن خودداری کند یا محتاطانه سرعت­اش را کم نماید.

تاکید

کیفیتی است که بر اثر شاخص شدن عنصری فضایی به خاطر ویژگی های ظاهری آن در یک منظر شهری به وجود می آید. این امر می تواند بوسیله ی تضاد صوری یک عنصر با زمینه آن، مانند فرم مسجد در یک جداره ی شهری باشد، یا بخاطر تفاوت فاحش در اندازه و یا تضاد رنگی و ... اتفاق افتد. نقاط مورد تاکید معمولا باعث کندتر شدن حرکت می شوند.

محصوریت

منظور محدود شدن یک فضا بوسیله جداره هایش می باشد، به صورتی که انسان احساس نماید داخل ظرفی قرار گرفته است. محصوریت دارای درجاتی است که حداقل از دو عامل نسبت ارتفاع جداره به کف و میزان باز بودن یا بسته بودن جداره فضا سرچشمه می گیرد. رنگ، بافت، شکل، مصالح جداره و کف نیز بر محصوریت فضا تاثیر گذارند. فضای محصور روابط اجتماعی را تقویت کرده و عدم محصوریت به دور شدن افراد از یکدیگر منجر می گردد.

تنگی

باریک شدن ناگهانی یک مسیر می تواند باعث تغییر سرعت حرکت عابرین شده و یا باعث تقسیم فضا گردد. احساس تنگی همیشه تاثیر منفی نداشته و شدیدا تحت تاثیر توقع ذهنی فرد از مکان های مشابه فضای مورد نظر است.

گشادگی

گشاد شدن یک مسیر باعث فراغ بال بیشتر و پراکنده شدن فعالیت ها می گردد. در مسیرهای تعریض شده سرعت عابرین بالا رفته و غیر مستقیم به انزوای فرد کمک می نماید.

توالی

کیفیتی از منظر یا عناصر آن می باشد که به فرد احساس تحرک و پویایی را القا می کند. تکرار درختان در یک ردیف یا نور چراغ های یک خیابان نمونه های ایجاد کننده توالی می باشند. تاثیر این کیفیت بر رفتار را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

تمرکز

کیفیتی است که بر اثر جمع شدن عناصر حول یک مرکز پدید می آید. میادین بارزترین نمونه از فضاهای متمرکزاند. عناصر متمرکز کننده گاه باعث جمع آ/وری افراد می شود. اندازه محدود و معلوم مکان ها با هم تشکیل یک شکل متمرکز را می دهند

کیفیت های ناشی از میزان سازگاری بین مؤلفه ها

میزان سازگاری بین فرم و معنای محیط موجود کیفیت هایی را ایجاد می نماید. لازم به ذکر است که کیفیت های مورد نظر کیفیت های فرمال، عملکردی  یا معنایی نیستند، بلکه کیفیت هایی می باشند که از روابط بین مؤلفه های فرم و عملکرد و معنا نشات گرفته اند.

روابط بین کاربری محیط و ظاهر محیط قابل توصیف بوده تا حدی قابل هدایت اند. با نگاهی دقیق تر به مناسبات میان این دو مؤلفه از نظر سازگاری می توان چهار حالت را تشخیص داد.

  • امکان ادراک و امکان دسترسی و استفاده

  • امکان ادراک و عدم امکان دسترسی و استفاده

  • عدم امکان ادراک امکان دسترسی و استفاده

  • عدم امکان ادراک، عدم امکان دسترسی و استفاده

کیفیت سکانس ها

مسیر حرکت را می توان به صورت یک ریسمان حسی تصور کرد که فضاهای یک بنا یا مجموعه فضاهای داخلی و خارجی را به یکدیگر مربوط می سازد. منظر شهری یک تصویر ثابت نیست که توسط ناظر از نقطه ای خاص رویت گردد، بلکه به صورت متوالی ادراک می گردد. با هر قدم عابر بخشی از فضا در پشت سر او محو و صحنه های جدیدی به آن است که اضافه می گردد. هر یک از بخش های متباین را یک سکانس می نامند. کیفیت سکانس ها شامل: کلیه کیفیت های مطرح شده در کیفیت های فضایی+ کیفیت های موثر بر رفتار+ میزان سازگاری بین مؤلفه ها بوده، علاوه بر آن کیفیت های را که از نحوه ترتیب کیفیت های فوق الذکر نشات می گیرد نیز در بر می گیرد.

تباین

تباین در لغت به معنی تفاوت و فرق و جدایی میان دو چیز است. تباین در ارتباط یک پدیده یا زمینه اش یا یک پدیده با پدیده های مجاور اش آشکار می شود و از عدم تقلید و عدم تکرار شروع شده و تا درجات نامتناهی از تغییر و تحریف پیش می رود و برای ایجاد یک فضای شهری جالب و سرزنده ضروری است. تباین در دو حالت قابل بررسی است: یکی در رابطه هر فضای شهری با فضای مجاور اش و دیگری در رابطه بین اجزای یک فضای شهری. تفاوت و اختلاف درجاتی از تباین هستند.

تکرار

تکرار به عبارتی حضور عناصر مشابه است. در تکرار ممکن است عناصری مشابه با فرمی مشخص یا فاصله یکسان تکرار شوند. زمانی که تکرار منظم باشد منجر به ضرباهنگ می گردد. تکرار یک عنصر پرت اطلاعاتی آن را بالا می برد یعنی هرچه که بیشتر یک عنصر دیده شود، پرت اطلاعاتی ان بیشتر و در نتیجه بداعت و تازگی کمتر می شود.

یکمرتبگی

مواجهه با عنصری جدید و ناگهانی ایجاد یکمرتبگی می کند، کیفیت یک مرتبگی برای بروز خود علاوه بر داشتن بداعت در نقش، نیازمند زمینه ای به نسبت یکنواخت و هماهنگ می باشد

ضرباهنگ

تکرار هر عنصری از لحاظ فرمال( شکل، رنگ و...) طبق نظمی معین ریتم یا ضرباهنگ می باشد. ضرباهنگ ممکن است از فرم های مشابه که از نظر شکل، اندازه، رنگ، جهت، فاصله و موقعیت یکسان هستند به وجود آید.

سلسله مراتب

دو سکانس در اصل هرگز کامل هم ارزش نبوده و  این اختلاف ارزش می تواند در مؤلفه های فرم، عملکرد و معنا متجلی گشته است. این اختلاف ارزش ها و تجلی ارزش یک سکانس کم یا بیش از سایر سکانس ها ایجاد سلسله مراتب می کند. سلسله مراتب در هر کجا که سکانس هایی در کنار هم قرار گرفته باشند وجود دارد.

 

[ دوشنبه 24 آذر‌ماه سال 1393 ] [ 12:02 ق.ظ ] [ کاره ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 245677