X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
مهندسی شهرسازی
مهندسی شهرسازی ارشد مهندسی شهرسازی بازار کار شهرسازی 
طراحی سایت حرفه ای

خلاصه تحلیل فرمال فضای شهری و پایه های فلسفی آن

نویسنده تاکید بر غلبه زیبایی عینی بر زیبایی دهنی دارد. در صورتی که این تفکر هم وجود دارد که ذهن و ادراک ماست که زیبایی را تشخیص و تحلیل می کند و از طریق عین فقط دریافت آن صورت می گیرد. البته نویسنده بر این عقیده است که ذهن بر اساس تطبیق های عینی می تواند زیبایی را تشخیص داده پس زیبایی عینی بر زیبایی ذهنی غلبه دارد. نویسنده برای تفهیم موضوع خود دو خرابه را مثال زده و با این مثالها می خواهد زیبایی عینی که در آثار تاریخی و هنر نهفته است از نمود تاریخی آن بالاتر می داند.

در ادامه او بیان می کند که فلسفه در تمامی علوم رخنه کرده و حوزه معماری و شهرسازی را هم تحت تاثیر خود قرار داده است. فلسفه به عنوان پایه و اساس علوم بوده و نظام های فکری در علوم رسوخ کرده و بر این مبنا او بیان می کند که اگر زیبایی عینی پایه و اساس نباشد، معیارهای مشترک زیبایی در شهرسازی زیر سوال می رود، که این خود باید تفکر شود.

برای رسیدن به حقیقت عینی، تطابق دادن اعتقادات درونی ما با واقعیت های خارجی لازم است. در ادامه برخی اشکالات قضاوت های ذهنی بیان می گردد. نخست در مورد سلیقه نمی توان بحث کرد و اگر این موضوع درست باشد، بحث در مورد موضوعات زیبایی شناسی فایده ای نخواهد داشت. چنین امری نشان دهنده محدودیت قضاوت های زیبایی شناختی ذهنی است. مورد دوم در مورد گسترده بودن قضاوت های زیبایی شناختی است. قضاوت در مورد چیزهای مطبوع جای بحث نداشته و قضاوت زیبایی شناسی در مورد آن ها نیاز به بحث گسترده  ای دارد. مورد سوم تفاوت میان قضاوت در مورد چیزهای مطبوع و زیبایی شناسی است. زیرا مسائل زیبایی شناسی نیاز به توجیهات عقلانی دارند. نظر هیوم در این بخش مطرح است که عدم علاقه یک وجود اصیل است. چیزی که می توان ثبت کرد ولی نمی توان به نتیجه ای رسید. دلیل چهارم هنگامی که در مورد علت ترجیح یک کار هنری، حداقل یک محدودیت وجود دارد. مختصراً، تصمیم های زیبایی شناسی باید با ویژگی های واقعی کارهنری مطابقت داشته و بنابراین نمی تواند صرفاً مسئله ترجیح خام به شمار آید.

سه نظریه اصلی در مورد زیبایی شامل: بازنمایی، فرانمایی و فرم بوده که جنبه های فرمی شهرسازی بیشترین پیوند را با نظریه فرم و فرمالیسمی که از دیدگاه کانت است، دارد.

 

تعریفی از فرم ارائه شده و فرم به طور کلی شکل یا ساختار یک چیز منفک از مواردی که آن را ساخته اند و یا منفک از محتوا تعریف شده است. ریشه اصلی اهمیت فرم در اثر هنری را باید در اصل کلید، زیبایی شناسی کلاسیک با شعار استقلال اثر هنری و در مکتب فکری کانت دانست. در این جا باید افزود که فرمالیسم در اصل از نظرات کانت در مورد زیبایی برگرفته شده است.

مهندسی شهرسازی

در واقع اهمیت فرم و ویژگی های فرمی در معماری و شهرسازی کمتر از اهمیت موسیقی نیست(!) ویژگی های فرمی در معماری و شهرسازی شامل:

در معماری بخصوص در نمای ساختمان ترتیب اجزا بیان شده و رابطه میان خطوط و سطوح در ابتدا اهمیت داشته و سپس احجام به کار گرفته شده با بقیه عناصر رابطه متقابلی دارند. در واقع ویژگی های فرمی تنها وقتی در تقابل یا تعامل با یکدیگر قرار می گیرند، واجد اهمیت شده و در خدمت کلیت فضا قرار می گیرند.

آثار هنری از سازندگان، مخاطبین و جهان وسیعتر از آن مستقل نمی باشند. از سوی دیگر در نقد فرمالیسم نقطه ضعف دیگر این نظریه جدایی فرم از محتوا آشکار می شود. اگر این فرم نتواند عملکرد و فعالیت های را در خود جای دهد، فضا عملاً بلا استفاده می ماند.

در شهرسازی ما تنها در مورد خصوص، سطوح و عناصر منفرد صحبت نکرده، بلکه درباره جداره ها و نحوه کنار هم قرار گرفتن آن ها، سطوح پر و خالی، غلبه خطوط عمودی یا افقی، وجود تنش یا آرامش در ترکیب یندی، محصوریت و روابط بین عناصر در فضا سخن گفته می شود. در واقع رابطه میان توده و فضا و نحوه ادراک یک فضا موثر است. در واقع اجزا باید در کنار همدیگر قرار گرفته و این ارتباط یک کلیت را شکل دهند.

نظریه گشتالت متعلق به مکتب روانشناسی بوده که به فرآیند ادراک سرو کار دارد. طبق این نظریه یک کل چیز متفاوت با جمع جبری اجزا و حتی بیش از آن است. رویکرد فرم گرای زیباشناسی از دیدگاه های آرنهایم با رویکرد نقش الگوی فرم در تجربه زیبایی­شناسی تاکید دارد.

http://urbanism.blogsky.com

فضای شهری دارای فرم و محتوا بوده و فرم کالبد آن محسوب می شود. یافتن معیارهای مشترک و عام داوری زیبایی شناختی بخش کالبدی فضای شهری و ویژگی های فرمی آن بر می گردد. با شناخت نظام های فکری و فلسفی و یافتن تفاوت های و حتی شباهت های گروه ها با هم میتوان شخصیتی را در فضای شهری بسته به نیاز، ایجاد و تقویت کرده و یا سبک جدیدی خلق کرد. یک کلیت منسجم، دارای وحدت است که بالاترین ارزشهای فرمی تلقی می شود. وجود وحدت خود نظم را به همراه داشته که نه در تقابل بلکه در تعامل و پیچیدگی قرار دارد.

در ترکیب عناصر بصری چند گروه موثر وجود دارد، یکی از این گروه ها، اصول سازمان دهنده ترکیب بندی بوده و گروه دیگر عوامل ساختاری ترکیب بندی را تشکیل می دهند.

در پایان یافتن قانون بندی حاکم بر ترکیب بندی و حتی نحوه انتخاب عناصر بصری خاص برای ایجاد تاثیر مطلوب، خواه ناخواه به تحسین ناظر عمق بیشتری بخشیده و لذت این تحسین را دانش درک و دریافت، دوچندان خواهد کرد.

 http://urbanism.blogsky.comر

[ یکشنبه 23 آذر‌ماه سال 1393 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ کاره ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 209400